Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حسین رئیس

تلفظ بین المللی : /hˈosejn rˈaiːs/ تلفظ :‌ [h'osejn R'ai:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • علیرضا بن رئیس حسین رویدشتی اصفهانی
  • حسن رئیس المجاه
  • حسن رئیس المجاهدین
  • حسین اباد ریسمانی
  • میرزا حسن رئیس المجاهدین
  • حسن بن حبیب الله رئیس زاده اصفهانی
  • رئیس حسن بیرجندی
  • حسین
  • حسین اباد انار شهر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حسین رئیس. [ ح ُ س ِ رَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در 16هزارگزی شمال باختر سکوهه. ونه هزارگزی باختر شوسه زاهدان به زابل. ناحیه ای است واقع در جلگه. گرم معتدل. دارای 160 تن سکنه میباشد. فارسی و بلوچی زبانند. از رودخانه هیرمند مشروب میشود. محصولات آنجا غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش شیب آباد شهرستان زابل

کلمات مرتبط

  • علیرضا بن رئیس حسین رویدشتی اصفهانی
  • حسن رئیس المجاه
  • حسن رئیس المجاهدین
  • حسین اباد ریسمانی
  • میرزا حسن رئیس المجاهدین
  • حسن بن حبیب الله رئیس زاده اصفهانی
  • رئیس حسن بیرجندی
  • حسین
  • حسین اباد انار شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات