کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حسیات | کلماتور
معانی کلمه : حسیات
تلفظ بین المللی :
/hesˈiɑt/
تلفظ :
[hes'iAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذی حیات
روح حیات
ساحل الحیات
صاحب حیات
عرض حیات
فنّاوری حیاتی
باقی کولابی حیات جان
قابل حیات
گردشگری حیات وحش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حسیات. [ ح ِس ْ سی یا ] ( ع اِ ) ج ِ حِسّی.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - جمع حسیه . ۲ - الف - قضایایی که عقل بمجرد تصور دو طرف آن حکم بدان کند از روی جزم و یقین بواسط. حس ظاهر یا حس باطن که آنها را محسوسات و مشاهدات نامند و از مقدمات یقین. ضروریه باشند . ب - محسوسات بمعنی مشاهدات حسی .
کلمات مرتبط
ذی حیات
روح حیات
ساحل الحیات
صاحب حیات
عرض حیات
فنّاوری حیاتی
باقی کولابی حیات جان
قابل حیات
گردشگری حیات وحش
نظرات