Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حسرت خوردن

تلفظ بین المللی : /hˈasrat xˈordan/ تلفظ :‌ [h'asRat x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • حسرت می خورند
  • حسرت آوردن
  • حسرت اوردن
  • حسرت
  • حسرت بردن
  • حسرت کشیدن
  • حسرت موهانی فضل الحق
  • حسرت الملوک
  • حسرت دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

حسرت خوردن. [ ح َ رَ خوَرْ / خُرْدَ ] ( مص مرکب ) حسرت دیدن. حسرت کشیدن : دست خدای اگر نگرفتی حسرت خوری بسی و بری کیفر.ناصرخسرو.هرکه دنیا را به نادانی و برنائی بخوردخورد حسرت گر به رویش باد پیری بروزید.ناصرخسرو.چو حسرت خورد از پرواز آن بازهمان باز آمدی بردست او باز.نظامی.آن دید در این و حسرتی خوردوین دید در آن و نوحه ای کرد.نظامی.هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز بر دو روی یار موافق که درهم است.س...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) افسوس خوردن تاسف داشتن .

واژه نامه بختیاریکا

آخ ورکشیدن ( آخ وردادن )

کلمات مرتبط

  • حسرت می خورند
  • حسرت آوردن
  • حسرت اوردن
  • حسرت
  • حسرت بردن
  • حسرت کشیدن
  • حسرت موهانی فضل الحق
  • حسرت الملوک
  • حسرت دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات