Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حسد کردن

تلفظ بین المللی : /hˈasad kˈardan/ تلفظ :‌ [h'asad k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • از حد خود تجاوز کردن
  • بی حس و بی روح کردن
  • بی حس کردن
  • بیش از حد بار کردن
  • بیش از حد تشویق و تحسین کردن
  • حد وسط پیدا کردن
  • حس کردن
  • زیاده از حد گرم کردن
  • حد کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حسد کردن. [ ح َ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حسد ورزیدن. حسد بردن :
چون کنی با بی حسد مکر و حسد
زآن حسد دل را سیاهی ها رسد.
مولوی.

فرهنگ فارسی

حسد ورزیدن حسد بردن

کلمات مرتبط

  • از حد خود تجاوز کردن
  • بی حس و بی روح کردن
  • بی حس کردن
  • بیش از حد بار کردن
  • بیش از حد تشویق و تحسین کردن
  • حد وسط پیدا کردن
  • حس کردن
  • زیاده از حد گرم کردن
  • حد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات