معانی کلمه : حسد بردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~. بُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) رشک بردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زوال نعمت کسی را خواستن رشک بردن .
مترادف و متضاد
حسادت کردن، حسد ورزیدن، رشک بردن، حسادتورزیدن

حسادت کردن، حسد ورزیدن، رشک بردن، حسادتورزیدن