حسبه. [ ح َ ب ُ ] ( ع جمله ٔاسمیه ) بس است او را. ( ترجمان القرآن عادل بن علی ).
حسبة. [ ح ِ ب َ ت َن ْ ل ِل ْ لاه ] (ع ق مرکب ) برای رضای خدا. کنایت از مجانی و بلاعوض است : بقات باد که عدل تو حسبة ﷲبقمع جور ببرد اقتدار آتش و آب . مسعودسعد.حسبة ﷲ نظر کن یک زمان در کار من تا رهم از منت احسان بهمان و فلان . شمس الدین قواس .صاحب دیوان ما گوئی نمیداند حساب کاندر این طغرا ن...
فرهنگ عمید
۱. اجر، ثواب. ۲. مزد. ۳. امید مزد و ثواب از خداوند.
امر به معروف و نهی از منکر؛ و محتسب کسی است که امر و نهی می کند.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حِسبه، از تشکیلات اداری و دینی در حکومت های اسلامی که بر امور اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و بهداشتی نظارت می کرده است.واژه حِسْبَه یکی از مصدرهای فعل حَسَبَ و نیز اسم مصدر از احتساب است.حسبه و احتساب، که معمولا به جای یکدیگر به کار می روند، معانی لغوی گوناگونی دارند که از میان آن ها دو معنی با اصطلاح حسبه پیوند دارد:← معنای اولتعریف های گوناگونِ اصطلاح حسبه را می توان به دو گروه طبقه بندی ک...