کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : حساب کننده
تلفظ بین المللی :
/hˈesɑb konˈandeː/
تلفظ :
[h'esAb kon'ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حساب واریز کننده
فهرست حساب های اینستاگرام با بیشترین دنبال کننده
حساس کننده
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
حساب کننده. [ ح ِ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کسی که حساب کند. دیان. ( منتهی الارب ). محاسب.
فرهنگ فارسی
کسیکه حساب کند محاسب
مترادف و متضاد
calculator
(اسم)
محاسب، حسابگر، حساب کننده
کلمات مرتبط
حساب واریز کننده
فهرست حساب های اینستاگرام با بیشترین دنبال کننده
حساس کننده
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
نظرات