کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حساب غلط کردن
تلفظ بین المللی :
/hˈesɑb q1ˈalat kˈardan/
تلفظ :
[h'esAb q1'alat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
حساب رقومی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
miscast
(فعل)
بناحق انداختن، حساب غلط کردن، بد بازی کردن، برای نقش خود مناسب نبودن
misreckon
(فعل)
حساب غلط کردن، بد حساب کردن، بد شمردن
کلمات مرتبط
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
حساب رقومی
نظرات