معانی کلمه : حساب سازی
لغت نامه دهخدا
حساب سازی. [ ح ِ ]( حامص مرکب ) عمل حساب ساز. حساب ساختن. حساب تراشی.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (اِمص . ) تنظیم کردن صورت حساب های غیرواقعی .
فرهنگ فارسی
عمل حساب سازی را انجام دادن
دانشنامه عمومی
حساب آرایی؛ False accounting.
مترادف و متضاد
حسابتراشی، سندسازی
