کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : حساب بازکردن
تلفظ بین المللی :
/hˈesɑb bˈɑzkardˌan/
تلفظ :
[h'esAb b'AzkaRd,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
حساب رقومی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حساب بازکردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حساب جاری مخصوص شخصی در بانک قرار دادن. || با کسی قرار معامله دائمی گذاردن.
فرهنگ فارسی
حساب جاری مخصوص شخصی در بانک قرار دادن
کلمات مرتبط
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
حساب رقومی
نظرات