Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حزامی

تلفظ بین المللی : /hazˈɑmi/ تلفظ :‌ [haz'Ami]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عماد حزامی
  • تمیم الحزامی
  • حزامیر
  • ذوات حامیم
  • رغوه الحجامین
  • صوف الحجامین
  • عمر حزمی
  • لاجین حسامی
  • بی حامی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حزامی . [ ح ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به جد اعلی . (سمعانی ).

حزامی . [ ح ِ ] (اِخ ) کوفی . عیسی بن مغیرة تمیمی . مکنی به ابوسهل محدث است . (سمعانی ).

حزامی . [ ح ِ ] (اِخ ) مدنی . عبدالرحمان بن عبدالملک بن شیبه . مکنی به ابوبکر. از موالی حکیم بن حزام است . (سمعانی ).

حزامی . ...

فرهنگ فارسی

کوفی عیسی بن مغیره تمیمی مکنی به ابو سهل محدث است

کلمات مرتبط

  • عماد حزامی
  • تمیم الحزامی
  • حزامیر
  • ذوات حامیم
  • رغوه الحجامین
  • صوف الحجامین
  • عمر حزمی
  • لاجین حسامی
  • بی حامی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات