Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حزامون

تلفظ بین المللی : /hazˈɑmun/ تلفظ :‌ [haz'Amun]
لغت نامه دهخدا
  • رغوه الحجامین
  • صوف الحجامین
  • عماد حزامی
  • حرمون جبل
  • حکیم بن حزام ابوخالد
  • حزام
  • حزان
  • حناون شو
  • حناوندان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حزامون. [ح َزْ زا ] ( اِخ ) محله ای وسیع به جانب شرقی واسطه و بدانجا بعض وقایع تاریخی بوده است. و آن منسوب به ساکنین آنجاست که حزام امتعه و باربران و باربندان واسط بوده اند. و در حزامون گنبدیست که گویند قبر محمدبن ابراهیم بن حسن بن علی بن ابی طالب است و قبر دیگری است که گویند قبر عزرةبن هارون بن عمران است که نزد یهودو مسلمانان محترم و مزار میباشد. ( معجم البلدان ).

کلمات مرتبط

  • رغوه الحجامین
  • صوف الحجامین
  • عماد حزامی
  • حرمون جبل
  • حکیم بن حزام ابوخالد
  • حزام
  • حزان
  • حناون شو
  • حناوندان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات