معنی کلمه : حزابه
لغت نامه دهخدا
حزابة. [ ح ِ ب َ ] (ع مص ) دزدی کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
حزابة. [ ح ُ ب َ ] (ع مص ) رسیدن کاری به کسی که او را [سخت ] اندوهناک کند. (منتهی الارب ). کاری رسیدن . (تاج المصادر بیهقی ).

حزابة. [ ح ِ ب َ ] (ع مص ) دزدی کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
حزابة. [ ح ُ ب َ ] (ع مص ) رسیدن کاری به کسی که او را [سخت ] اندوهناک کند. (منتهی الارب ). کاری رسیدن . (تاج المصادر بیهقی ).