Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حریفی جستن

تلفظ بین المللی : /harˈifi dʒˈastan/ تلفظ :‌ [haR'ifi dZ'astan]
لغت نامه دهخدا
  • حریفی
  • حریفی اصفهانی
  • حریفی ساوجی
  • حریفی نهاوندی
  • حریفی کردن
  • سامانۀ اندازه گذاری حرفی ـ عددی
  • شناسۀ حرفی عددی
  • شش حرفی
  • علی حریری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حریفی جستن. [ ح َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کسی را به حریفی خود وادار کردن. تشویق به هم خوابگی :
حوری از کوفه به کوری زعرب
دم همی داد و حریفی می جست
گفتم ای کور دم حور مخور
کو حریف تو ببوی زر تست.
خاقانی.

کلمات مرتبط

  • حریفی
  • حریفی اصفهانی
  • حریفی ساوجی
  • حریفی نهاوندی
  • حریفی کردن
  • سامانۀ اندازه گذاری حرفی ـ عددی
  • شناسۀ حرفی عددی
  • شش حرفی
  • علی حریری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات