Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حروری

تلفظ بین المللی : /horˈuːri/ تلفظ :‌ [hoR'u:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابوفدیک عبدالله بن ثور حروری
  • حروریه
  • حروریت
  • علی حریری
  • علی حزوری
  • علی حوری
  • عهد حضوری
  • حروفی
  • حضوری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حروری . [ ح َ ] (ص نسبی )منسوب به حرور، جایگاهی به نواحی کوفة. (سمعانی ).

حروری . [ ح َ ] (اِخ ) نجدةبن عامر خارجی . یکی از سران خوارج حروریه . رجوع به حروریه شود.

حروری . [ ح َ ] (ص نسبی ، اِ) یکی از حروریة. رجوع به حروریة شود : راهی است بدین اندر مر شیعت حق راجز راه حروری و کرامی و کیالی .ناصرخسرو....

فرهنگ فارسی

یکی از حروریه

کلمات مرتبط

  • ابوفدیک عبدالله بن ثور حروری
  • حروریه
  • حروریت
  • علی حریری
  • علی حزوری
  • علی حوری
  • عهد حضوری
  • حروفی
  • حضوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات