معنی کلمه : حرمون
لغت نامه دهخدا
حرمون . [ ] (هندی ، اِ) لغتی هندی است و آن اردء اجناس آهن است .
حرمون . [ ح َ ] (اِخ ) هارمون . یکی از دهات لاریجان است . رجوع به سفرنامه ٔ استراباد و مازندران رابینو ص 115 و ترجمه ٔ آن ص 154 شود.

حرمون . [ ] (هندی ، اِ) لغتی هندی است و آن اردء اجناس آهن است .
حرمون . [ ح َ ] (اِخ ) هارمون . یکی از دهات لاریجان است . رجوع به سفرنامه ٔ استراباد و مازندران رابینو ص 115 و ترجمه ٔ آن ص 154 شود.