کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حرف-زن | کلماتور
معانی کلمه : حرف زن
تلفظ بین المللی :
/hˈarf zˈan/
تلفظ :
[h'aRf z'an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حرف مفت زن
دوپهلو حرف زن
تو دماغی حرف زن
این زن حرف نمی زند
بیا درباره زن ها حرف بزنیم
یک زن عرب حرف می زند
کسی که بریده بریده حرف می زند
از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم
حرف مفت زنی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
حرف زن. [ ح َ زَ ] ( نف مرکب ) حَرّاف. متکلم. زبان آور. ترجمان. ( فرهنگ رازی ).
مترادف و متضاد
speaker
(اسم)
سخنگو، گوینده، سخن ران، ناطق، متکلم، حرف زن، رئیس مجلس شورا
کلمات مرتبط
حرف مفت زن
دوپهلو حرف زن
تو دماغی حرف زن
این زن حرف نمی زند
بیا درباره زن ها حرف بزنیم
یک زن عرب حرف می زند
کسی که بریده بریده حرف می زند
از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم
حرف مفت زنی
نظرات