کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : حرص اوری
تلفظ بین المللی :
/hˈers ˈuːri/
تلفظ :
[h'eRs 'u:Ri]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حرص آوری
اخرین حرف الفبای یونانی
حرص
حرص دادن
حرص داشتن
حرص زدن
حرص و از
حرص واز برای بدست اوردن مال
حرص خوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( حرص آوری )
حرص آوری. [ ح ِ وَ ] ( حامص مرکب ) آزور شدن. حریص شدن :
بدگمانی کردن و حرص آوری
کفر باشد نزد خوان مهتری.
مولوی.
فرهنگ فارسی
( حرص آوری )
حریصی آزمندی .
کلمات مرتبط
حرص آوری
اخرین حرف الفبای یونانی
حرص
حرص دادن
حرص داشتن
حرص زدن
حرص و از
حرص واز برای بدست اوردن مال
حرص خوردن
نظرات