کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حرشاء
تلفظ بین المللی :
/harʃˈɑ/
تلفظ :
[haRS'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
انجره ٔ حرشاء
حرباء
حرصاء
حرباءه
حرداء
حرشا
حرشات
حرشاف
حرشافه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
حرشاء. [ ح َ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث اَحْرَش. مار درشت پوست. ( مهذب الاسماء ). || ارضین حرشاء؛ زمینهای درشت. زمینهای سنگلاخ و ناهموار.
کلمات مرتبط
انجره ٔ حرشاء
حرباء
حرصاء
حرباءه
حرداء
حرشا
حرشات
حرشاف
حرشافه
نظرات