Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حرجوج

تلفظ بین المللی : /hˈardʒuːdʒ/ تلفظ :‌ [h'aRdZu:dZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حرجول
  • حجوج
  • حرجج
  • حرجوان
  • قصر حجاج
  • حجروی
  • حراج مجدد
  • حراج کردن
  • حراج کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حرجوج. [ ح ُ ] ( ع ص ، اِ ) ناقه فربه و دراز بر روی زمین. || ناقه سخت. || ناقه لاغر باریک. ( منتهی الارب ). حُرْج. حُرْجُج. اشتر باریک میان. ( مهذب الاسماء ). ج ، حراجیج.

فرهنگ فارسی

ناقه سخت ناقه لاغر باریک

کلمات مرتبط

  • حرجول
  • حجوج
  • حرجج
  • حرجوان
  • قصر حجاج
  • حجروی
  • حراج مجدد
  • حراج کردن
  • حراج کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات