کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : حرب کردن
تلفظ بین المللی :
/hˈarb kˈardan/
تلفظ :
[h'aRb k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حرف دیگری را قطع کردن
حرف شنوی کردن
حلب کردن
صدای حرف 'سین' ایجاد کردن
مانند حرف ' س ' تلفظ کردن
دار حرف کردن
حرف را مزه مزه کردن
حرف سوز کردن
دارُ حَرف کِردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حرب کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جنگیدن. جنگ کردن.
فرهنگ فارسی
جنگیدن
کلمات مرتبط
حرف دیگری را قطع کردن
حرف شنوی کردن
حلب کردن
صدای حرف 'سین' ایجاد کردن
مانند حرف ' س ' تلفظ کردن
دار حرف کردن
حرف را مزه مزه کردن
حرف سوز کردن
دارُ حَرف کِردن
نظرات