معانی کلمه : حدیثه
لغت نامه دهخدا
حدیثة. [ ح َ ث َ] (اِخ ) مکنی به ابی مالک . والد ثعلبة. صحابی است .
حدیثة. [ ح َ ث َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث حدیث . نو. جدید. تازه . || واحد حدیث . یکی حدیث . (معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نام چند موضع است و نسبت بدان حدیثی است
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: hadise) (عربی) (در قدیم) امروزی ، جدید ، نو .
اسم: حدیثه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: hadise) (فارسی: حديثه) (انگلیسی: hadise)
معنی: داستان، حکایت، روایت، جدید، نو، ( در قدیم ) امروزی
معنی: داستان، حکایت، روایت، جدید، نو، ( در قدیم ) امروزی
