Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حدیث کردن

تلفظ بین المللی : /hˈadis kˈardan/ تلفظ :‌ [h'adis k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حدیث مرده بر دار کردن ان سوار که خواهد امد
  • از حیث زمان باهم مطابق کردن
  • حدیث
  • حدیث غدیر
  • حدیث کسا
  • حدیث السن
  • حدیث الهی
  • حدیث حسن
  • حدیث زائدالثقه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حدیث کردن. [ ح َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) حکایت کردن. نقل کردن. تحدیث. ( تاج المصادر بیهقی ). قصه کردن. || خبر کردن. تحدث. || یاد کردن. مذکور ساختن. || سخن گفتن. || وصف کردن. || انشاد. ( تاج المصادر بیهقی ).
- حدیث از کسی کردن ؛ رسو. ( تاج المصادر بیهقی ). ذکر.

فرهنگ فارسی

حکایت کردن نقل کردن

مترادف و متضاد

سخنگفتن، نقل کردن، روایت کردن، حکایت کردن، گفتن


کلمات مرتبط

  • حدیث مرده بر دار کردن ان سوار که خواهد امد
  • از حیث زمان باهم مطابق کردن
  • حدیث
  • حدیث غدیر
  • حدیث کسا
  • حدیث السن
  • حدیث الهی
  • حدیث حسن
  • حدیث زائدالثقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات