Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حدبار

تلفظ بین المللی : /hˈaddbɑr/ تلفظ :‌ [h'addbAR]
لغت نامه دهخدا
  • زبل الحباری
  • قانصه الحباری
  • بته ابو حدار
  • بیش از حد بار کردن
  • حباری
  • ابن الحباری
  • حبار
  • حبارات
  • حباران
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حدبار. [ ح ِ ] ( ع ص ، اِ ) ناقه لاغر که استخوان پشت و سرینش نمایان باشد. || ناقه ای که کوهانش رفته باشد. || سال قحط. || پشته یا زمین بلند. ج ، حدابیر. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • زبل الحباری
  • قانصه الحباری
  • بته ابو حدار
  • بیش از حد بار کردن
  • حباری
  • ابن الحباری
  • حبار
  • حبارات
  • حباران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات