Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حجلان

تلفظ بین المللی : /hˈadʒlɑn/ تلفظ :‌ [h'adZlAn]
لغت نامه دهخدا
  • حجلهنشین
  • حملان
  • حجران
  • عاصی الحلانی
  • مهدی حجوانی
  • حالان
  • حبلان
  • حبلانه
  • حبلانی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حجلان . [ ح َ ] (ع اِ) ج ِ حجل .

حجلان . [ ح َ ج َ ] (ع مص ) جهجهان رفتن زاغ . برجستن مرغ و پندی و شتر پی کرده در رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). || برجستن در رفتن به یک پای . لی لی کردن . || دیر نهادن پای برداشته را در رفتن . || خرامیدن .

حجلان. [ ح َ ج َ ] ( ع مص ) جهجهان رفتن زاغ. برجستن مرغ و پندی و شتر پی کرده در...

کلمات مرتبط

  • حجلهنشین
  • حملان
  • حجران
  • عاصی الحلانی
  • مهدی حجوانی
  • حالان
  • حبلان
  • حبلانه
  • حبلانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات