کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حجاری برجسته
تلفظ بین المللی :
/hadʒdʒˈɑri bardʒˈasteː/
تلفظ :
[hadZdZ'ARi baRdZ'aste:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حجاری و نقوش برجسته
حاجی اباد نقش برجسته
قنات حاجی اباد بجستان
قنات کلاته حاجی بجستان
حجاری
حجاری کردن
حجاری کردن روی سطوح و ستونها
حجاری ایلامی
حجاری صخره ای گهرو
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
relief
(اسم)
کمک، تسکین، ترمیم، جبران، اعانه، برجستگی، بر جسته کاری، اسودگی، راحتی، جانشین، رسایی، ازادی، فراغت، حجاری برجسته، گره گشایی، اسایش خاطر، تشفی، خط بر جسته، رفع نگرانی
کلمات مرتبط
حجاری و نقوش برجسته
حاجی اباد نقش برجسته
قنات حاجی اباد بجستان
قنات کلاته حاجی بجستان
حجاری
حجاری کردن
حجاری کردن روی سطوح و ستونها
حجاری ایلامی
حجاری صخره ای گهرو
نظرات