معانی کلمه : حجاب شدن
لغت نامه دهخدا
حجاب شدن. [ ح ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مانع شدن :
زانکه پستا شد حجاب این ضعیف
از هزاران نعمت و خوان و رغیف.معرفت قدیم را بعد حجاب کی شود؟
گرچه بشخص غایبی در نظری مقابلم.میان ما بجز این پیرهن نخواهد ماند
وگر حجاب شود تا به دامنش بدرم.
زانکه پستا شد حجاب این ضعیف
از هزاران نعمت و خوان و رغیف.معرفت قدیم را بعد حجاب کی شود؟
گرچه بشخص غایبی در نظری مقابلم.میان ما بجز این پیرهن نخواهد ماند
وگر حجاب شود تا به دامنش بدرم.
فرهنگ فارسی
مانع شدن
