معانی کلمه : حتما
لغت نامه دهخدا
( حتماً ) حتماً. [ ح َ مَن ْ ] ( ع ق ) وجوباً. بناگزیر. حکماً.
فرهنگ عمید
۱. یقیناً، قطعاً.
۲. [عامیانه] احتمالاً، شاید.
۲. [عامیانه] احتمالاً، شاید.
فرهنگ معین
( حتماً ) (حَ مَ نْ ) [ ع . ] (ق . ) بی شک ، یقیناً.
فرهنگ فارسی
قطعا : براستی یقینا : (( حتما خواهم رفت . ) )
دانشنامه عمومی
بی گُمان.
گویش اصفهانی
تکیه ای: hatman
طاری: hatman
طامه ای: hatman
طرقی: hatman
کشه ای: hatman
نطنزی: hatman
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
تَقی
