کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حتروش
تلفظ بین المللی :
/hˈatruːʃ/
تلفظ :
[h'atRu:S]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
حوروش
حترش
حترشه
حروشت امتها
ابراهیم ال حترش
حروش
حوروش خلیلی
فارس ال حترش
ناحیه حروش
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
حتروش. [ ح ُ ] ( ع ص ) کم جثه کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( نشوء اللغة ص 122 ). || کودک سبک روح که صاحب نشاط و چست و کم عقل باشد. یا کودک سخت و درشت و کم گوشت. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
حوروش
حترش
حترشه
حروشت امتها
ابراهیم ال حترش
حروش
حوروش خلیلی
فارس ال حترش
ناحیه حروش
نظرات