Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حبوب

تلفظ بین المللی : /hˈobuːb/ تلفظ :‌ [h'obu:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • انبار حبوبات
  • تفاله حبوبات
  • حبوبات
  • غلات و حبوبات
  • حبوبی سید محمد سعید
  • غذای مرکب از حبوبات
  • حبوبه
  • حبوبی
  • محمد سعید حبوبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حبوب. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حَب و ج ِ حِب ، ج ِحَبَّة. ( دستور اللغه ادیب نطنزی ). دانه های نبات. دانه ها، مثل گندم و نخود و غیره. ( غیاث ) : حبوب او هوا و بر حبوب اوکسی فشانده گرد آسیای او.منوچهری.حبوب و لبوب نضج و نما نیافت و انواع ارتفاعات در مراتع ومزارع بخس و نقصان پذیرفت. ( سندبادنامه ص 122 ). آدمی با شرف نفس و عزت ذات هیچ نوع از انواع حبوب نمی یافت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 327 ). مور داند کان ...

فرهنگ عمید

حَبّ#NAME?

= حَبّ

فرهنگ معین

(حُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ حبه و حب .

فرهنگ فارسی

دانه ها، جمع حب
(اسم ) جمع: حبه وحب دانه های نباتات دانه های عدس و نخود و لوبیا و باقلا و مانند آنها. جمع : حبوبات .

کلمات مرتبط

  • انبار حبوبات
  • تفاله حبوبات
  • حبوبات
  • غلات و حبوبات
  • حبوبی سید محمد سعید
  • غذای مرکب از حبوبات
  • حبوبه
  • حبوبی
  • محمد سعید حبوبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات