کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حبس-شدن | کلماتور
معنی کلمه : حبس شدن
تلفظ بین المللی :
/hˈabs ʃˈodan/
تلفظ :
[h'abs S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در اثر سرما بی حس شدن
برانگیخته شدن حس تعصب یا ترحم یا غیره
بی حس شدن
القای حس غرق شدن
حبس
حبس ابد
حبس بودن
حبس تاریک
حبس کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
زندانی شدن، بازداشت شدن، به زندان افتادن، گرفتار شدن، محبوس شدن، توقیف شدن، محبوس گشتن ≠ آزاد شدن
کلمات مرتبط
در اثر سرما بی حس شدن
برانگیخته شدن حس تعصب یا ترحم یا غیره
بی حس شدن
القای حس غرق شدن
حبس
حبس ابد
حبس بودن
حبس تاریک
حبس کردن
نظرات