کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حالی-به-حالی | کلماتور
معنی کلمه : حالی به حالی
تلفظ بین المللی :
/hˈɑli beː hˈɑli/
تلفظ :
[h'Ali be: h'Ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
حالی به حالی شدن یا کردن
حالی به حالی شدن
حالی به حالی گردیدن
به حال اول برگرداندن
به حالت اشتی درامدن
به حالت تعادل دراوردن
به حالت صاف دراوردن
به حالت عمودی
حالت تهوع نسبت به غذای بد مزه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
حالی به حالی شدن.[ ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متغیر شدن. متلون گردیدن.
حالی به حالی گردیدن. [ ب ِ گ َدی دَ ] ( مص مرکب ) حال بحال شدن. تغییر دادن حال.
- از حالی به حالی گردیدن :
خدایست آنکه ذات بیمثالش
نگردد هرگز از حالی به حالی.
کلمات مرتبط
حالی به حالی شدن یا کردن
حالی به حالی شدن
حالی به حالی گردیدن
به حال اول برگرداندن
به حالت اشتی درامدن
به حالت تعادل دراوردن
به حالت صاف دراوردن
به حالت عمودی
حالت تهوع نسبت به غذای بد مزه
نظرات