کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حال-به-حال-شد | کلماتور
معنی کلمه : حال به حال شد
تلفظ بین المللی :
/hˈɑl beː hˈɑl ʃˈod/
تلفظ :
[h'Al be: h'Al S'od]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دل سنگ به حال کسی اب شدن
حال به حال شدن
اعتقاد به لزوم عملیات حاد و شدید
به وسیله کشتی حمل شده
حالی به حالی شدن یا کردن
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
حالی به حالی شدن
به حال اول برگرداندن
مربوط به شرح حال خود
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
حال به حال شدن. [ ب ِ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) تغییر حالت دادن. حالی بحالی شدن.
کلمات مرتبط
دل سنگ به حال کسی اب شدن
حال به حال شدن
اعتقاد به لزوم عملیات حاد و شدید
به وسیله کشتی حمل شده
حالی به حالی شدن یا کردن
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
حالی به حالی شدن
به حال اول برگرداندن
مربوط به شرح حال خود
نظرات