کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حاسد | کلماتور
معانی کلمه : حاسد
تلفظ بین المللی :
/hˈɑsed/
تلفظ :
[h'Ased]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
کلمات مرتبط
حاسد افکن
حاسدافکن
حاسدون
رفتار حادثه پذیر
الحاد
الحاد مغلوب
امتیست حادثه
زاویه ٔ حاده
اوحدالدین کرمانی حامد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
حاسد. [ س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حسد. رشگن. رشک برنده. رشک بر. حسدبرنده. حسود. صاحب حسد. حسدکننده. حقود. بدخواه. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). آنکه زوال نعمت غیر را تمنی کند. تمناکننده زوال نعمت کسی. باثر. ( منتهی الارب ). ج ، حاسدون. حاسدین. حُسَّد. حُسّاد. حَسَدة : قُل اعوذ برب الفلق... و من شَرّ حاسد اِذا حَسَدَ. ( قرآن 1/113- 5 ).اندی که امیر ما باز آمد پیروزمرگ از پی دیدنش روا باشد و شایدپنداش...
فرهنگ عمید
حسود#NAME?
= حسود
فرهنگ معین
(سِ ) [ ع . ] (اِفا. )۱ - بدخواه . ۲ - رشک - برنده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - رشک برنده رشکین . ۲ - بد خواه بد اندیش بد سگال . جمع : حساد حسده حاسدین .
مترادف و متضاد
بداندیش، بدخواه، بدسگال، حسود، رشکین
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب]
معنی
حَاسِدٍ
: حسد ورز-حسود
ریشه کلمه:
حسد (۵ بار)
wikialkb:
حَاسِد
کلمات مرتبط
حاسد افکن
حاسدافکن
حاسدون
رفتار حادثه پذیر
الحاد
الحاد مغلوب
امتیست حادثه
زاویه ٔ حاده
اوحدالدین کرمانی حامد
نظرات