Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حاده

تلفظ بین المللی : /hˈɑdeː/ تلفظ :‌ [h'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • حاده یا منفرجه
  • زاویه ٔ حاده
  • زاویه حاده
  • رفتار حادثه پذیر
  • الحاد
  • الحاد مغلوب
  • امتیست حادثه
  • سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
  • شرق وزان حارّه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( حادة ) حادة. [ حادْ دَ ] ( ع ص ) تأنیث حاد. تند. تیز. || رائحه حادّه ، ای ذکیة؛ بوئی تند. بوئی تیز. || سواره. ( طب ). || مقابل مزمنه. ( در بیماری ) .
- زاویه حادّة ؛ زاویه تنگ تر از قائمة و منفرجة ( هندسه ). رجوع به حادّ و زاویه شود .
حادة. [ حادْ دَ ] (ع ص ) تأنیث حاد. تند. تیز. || رائحه ٔ حادّه ، ای ذکیة؛ بوئی تند. بوئی تیز. || سواره . (طب ّ). || مقابل ...

فرهنگ عمید

حاد#NAME?

= حاد

فرهنگ فارسی

تند و تیز

دانشنامه عمومی

(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تند. "زاویۀ حاده" به پارسی می شود "گوشۀ تند" (از فرهنگستان).

مترادف و متضاد

۱. بسته ≠ منفرجه، باز
۲. قائمه


کلمات مرتبط

  • حاده یا منفرجه
  • زاویه ٔ حاده
  • زاویه حاده
  • رفتار حادثه پذیر
  • الحاد
  • الحاد مغلوب
  • امتیست حادثه
  • سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
  • شرق وزان حارّه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات