( حاجت آمدن ) حاجت آمدن. [ ج َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) ضرورت پیدا کردن. لازم شدن. احتیاج پیدا کردن. نیاز افتادن : شعر در او ( مسعود ) نیکو آمدی و حاجت نیامدی که دروغی گفته آید. ( تاریخ بیهقی ).و اگر وی از این ولایت دور ماند جبال و آن ناحیت تباه شود چنانکه حاجت آید که آنجا سالاری باید فرستاد. ( تاریخ بیهقی ). حاجت نیاید ترا استطلاع رای ما کردن. ( تاریخ بیهقی ). حاجت آمد به معاونت یلان غور. ( تاریخ بیه...