Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حابل

تلفظ بین المللی : /hˈɑbel/ تلفظ :‌ [h'Abel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حابله
  • دِنای حامل
  • دیوار حایل
  • دیوار حایلِ وزنی
  • رآکتور حالت پایا
  • رانندگی در حال مستی
  • رانندگی در حال نشئگی
  • رسانش حالت پایا
  • رستۀ حاصل ضرب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حابل. [ ب ِ ] ( ع ص ، اِ ) دامیار. صیاد. دام گسترنده و بندنده. || جادو. ساحر.آنکه گره به رسن زند. جوزن. || نام زمینی است. || تار، مقابل پود و نابل پود بود ودر مثل است : ثار حابلهم علی نابلهم ، یعنی افروختند آتش شر و بدی را میان خودها. حَوّل َ حابله علی نابله ؛ گردانید اعلای آن را اسفل. || ضب حابل ، سوسمار حبله خوار. || آبستن. || ساربان. ساروان. ( زوزنی ). || دام صیّاد....

فرهنگ عمید

۱. شکارچی، صیاد، دامیار.
۲. ساحر، جادوگر.
۳. (اسم ) [مقابلِ پود] تار پارچه.

فرهنگ فارسی

دامیار صیاد ساحر

مترادف و متضاد

۱. دامگستر، شکارچی ≠ شکار، صید
۲. جادوگر
۳. تار


کلمات مرتبط

  • حابله
  • دِنای حامل
  • دیوار حایل
  • دیوار حایلِ وزنی
  • رآکتور حالت پایا
  • رانندگی در حال مستی
  • رانندگی در حال نشئگی
  • رسانش حالت پایا
  • رستۀ حاصل ضرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات