معانی کلمه : حابل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. شکارچی، صیاد، دامیار.
۲. ساحر، جادوگر.
۳. (اسم ) [مقابلِ پود] تار پارچه.
۲. ساحر، جادوگر.
۳. (اسم ) [مقابلِ پود] تار پارچه.
فرهنگ فارسی
دامیار صیاد ساحر
مترادف و متضاد
۱. دامگستر، شکارچی ≠ شکار، صید
۲. جادوگر
۳. تار
