معانی کلمه : جیوه
لغت نامه دهخدا
جئوة. [ ج َ ءِ وَ ] (ع اِ) قحط. (منتهی الارب ).
( جئوة ) جئوة. [ ج َ ءِ وَ ] ( ع اِ ) قحط. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(وِ ) [ معر. ] (اِ. ) سیماب ، فلزی است نقره ای رنگ که از مادة معدنی شنجرف به دست می آید و گاهی به طور خالص در طبیعت وجود دارد. وزن مخصوصش ۶/۱۳ است که در دمای ۳۵۷ درجه به جوش می آید و در تقریباً ۴٠ زیر صفر درجه منجمد می گردد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) فلزیست بصورت مایعی بسیار سنگین وزن مخصوص آن ۱۳/۶ سیمین فام و درخشان ( بهمین مناسبت آنرا سیماب گویند ) . در۳۸/۹- منجمد شود و در ۳۵۷ درجه بجوش آید ابوالارواح .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
جان – حیات – زندگی
/jive/ جان – حیات – زندگی
مترادف و متضاد
زیبق، سیماب
mercury (اسم)
تیر، پیک، پیغام بر، عطارد، جیوه، سیماب، دزد ماهر، یکی از خدایان یونان قدیم
quicksilver (اسم)
جیوه، سیماب
