معانی کلمه : جیهانی
لغت نامه دهخدا
جیهانی . [ ج َ ] (اِخ ) محمدبن احمد. از رؤسای متکلمین زنادقه (مانویه ) بود و تظاهر بمسلمانی میکرد. (ابن الندیم ).
فرهنگ فارسی
ابو عبد الله محمد بن نصر از رجال ادب و سیاست اواخر قرن چهارم ه. وی از سال ۳۶۵ ه. ق . بوزارت منصور بن نوح سامانی انتخاب شد و در ۳۶۷ از وزارت معزول گردید و عتبی بجای او منصوب شد . جیهانی کتابی در جغرافیا تالیف کرد بنام کتاب (( المسالک و الممالک ) ) و (( کتاب رسائل ) ) نیز ازوست .
محمد بن احمد از روسای متکلمین زنادقه
محمد بن احمد از روسای متکلمین زنادقه
