معانی کلمه : جیم شدن
لغت نامه دهخدا
جیم شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ، رفتن پنهانی بی آنکه حضار آگاه شوند. غائب شدن و رفتن بی التفات حاضرین. کالیدن. دک شدن.
فرهنگ فارسی
در تداول رفتن پنهانی بی آنکه حضار آگاه شوند .
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> جیم شدن
فرار کردن؛ گریختن؛ پنهانی جایی را ترک کردن
مثال:
شبانه باروبندیلش را بست و جیم شد.
توضیح:
همچنین ← به چاک زدن؛
← فلنگ را بستن
فرار کردن؛ گریختن؛ پنهانی جایی را ترک کردن
مثال:
شبانه باروبندیلش را بست و جیم شد.
توضیح:
همچنین ← به چاک زدن؛
← فلنگ را بستن
