معانی کلمه : جیغ زدن
لغت نامه دهخدا
جیغ زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) صدای نازک و بلند برآوردن. فریاد کشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(زَ دَ ) (مص ل . ) فریاد کشیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) صدای نازک و بلند بر آوردن فریاد کشیدن .
دانشنامه عمومی
جیغ یک حالت انسانی است که انسان انجام می دهد و غالباً یک صدای بلند از دهان خود خارج می کند.
ترس
خوشحالی
درد
غافلگیری
ترس
خوشحالی
درد
غافلگیری
wiki: جیغ زدن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
جیقنیدِن؛ کُرنیدِن
