کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جوشیده | کلماتور
معانی کلمه : جوشیده
تلفظ بین المللی :
/dʒuːʃˈideː/
تلفظ :
[dZu:S'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جوشیده مغز
سخت جوشیده
نیم جوشیده
گرم جوشیدن
اهسته جوشیدن
جویده سخن گفتن
لقمه جویده
جوشنده
جوشیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جوشیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) بجوش آمده. به غلیان آمده. رجوع به جوشیدن شود.
فرهنگ عمید
به جوش آمده، جوش داده شده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- بجوش آمده غلیان یافته . ۲- حرارت یافته . ۳- فوران کرده . ۴- سر بر آورده ( کشت ) .
کلمات مرتبط
جوشیده مغز
سخت جوشیده
نیم جوشیده
گرم جوشیدن
اهسته جوشیدن
جویده سخن گفتن
لقمه جویده
جوشنده
جوشیدن
نظرات