Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جوش خوردن

تلفظ بین المللی : /dʒˈuːʃ xˈordan/ تلفظ :‌ [dZ'u:S x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • جوش خوردن جمجمه
  • برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
  • دیر جوش خوردگی
  • با هم جوش خورده
  • چیز جوش خورده
  • قطعات بهم جوش خورده
  • جوش خوردگی
  • جوش خورده دد
  • مدل سازی ته نشین جوش خورده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جوش خوردن. [ خوَر / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) بهم پیوستن دو چیز مخصوصاً دو فلز که جدا کردن آنها مشکل باشد. لحیم شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). ملتئم شدن.ملتحم شدن. || در تداول ، عصبانی شدن. ناراحت گردیدن : این قدر جوش نخور. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(خُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - به هم چسبیدن ، به هم پیوند خوردن . ۲ - سر گرفتن معامله .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بهم پیوستن دو چیز( مخصوصا دوفلز ) که جدا کردن آنها مشکل باشد لحیم شدن . ۲- عصبانی شدن ناراحت گردیدن :( ( این قدر جوش نخور. ) )

کلمات مرتبط

  • جوش خوردن جمجمه
  • برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
  • دیر جوش خوردگی
  • با هم جوش خورده
  • چیز جوش خورده
  • قطعات بهم جوش خورده
  • جوش خوردگی
  • جوش خورده دد
  • مدل سازی ته نشین جوش خورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات