معانی کلمه : جوسنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
واحد اندازه گیری وزن برابر با یک جو: به چندین سر تیغ الماس رنگ / نسفتند جوسنگ این خاره سنگ (نظامی۵: ۹۰۳ ).
فرهنگ معین
(جُ سَ ) (اِمر. ) مقدار یک جو.
فرهنگ فارسی
همسنگ جو، هموزن جو، اندازه ووزن یک جو، درحجم جو
( اسم ) مقدار یک جو همچند یک جو در وزن و کوچکی معادل یک گندم .
( اسم ) مقدار یک جو همچند یک جو در وزن و کوچکی معادل یک گندم .
