Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جوسنگ

تلفظ بین المللی : /dʒˈuːsnaɡ/ تلفظ :‌ [dZ'u:snag]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • نیم جوسنگ
  • جوسنج
  • جونگ چینگ
  • جونگاریان الاتایو
  • دن جونگ
  • جاسنگین
  • اریکا جونگ
  • جوزنگ
  • جوزنگ چال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جوسنگ. [ ج َ / جُو س َ ] ( اِ مرکب ) ( از: جو، شعیر + سنگ ، وزن ) یک قسمت از هفتادودو قسمت مثقال بوده است. ( مقدمه ابن خلدون ). جو مقدار و همچند جو در کوچکی و وزن. ( برهان ) ( شرفنامه منیری ) : به قسطاسی بسنجم راز موبدکه جوسنگش بود قسطای لوقا.خاقانی.آن خال جوسنگش ببین آن روی گندم گون نگربر خاک راه او مرا جوجو دل پرخون نگر.خاقانی.نوشین مفرح آن لب جوسنگ خال مشکین مشکین جو تو دیدم با جو شدم برابر.خاق...

فرهنگ عمید

واحد اندازه گیری وزن برابر با یک جو: به چندین سر تیغ الماس رنگ / نسفتند جوسنگ این خاره سنگ (نظامی۵: ۹۰۳ ).

فرهنگ معین

(جُ سَ ) (اِمر. ) مقدار یک جو.

فرهنگ فارسی

همسنگ جو، هموزن جو، اندازه ووزن یک جو، درحجم جو
( اسم ) مقدار یک جو همچند یک جو در وزن و کوچکی معادل یک گندم .

کلمات مرتبط

  • نیم جوسنگ
  • جوسنج
  • جونگ چینگ
  • جونگاریان الاتایو
  • دن جونگ
  • جاسنگین
  • اریکا جونگ
  • جوزنگ
  • جوزنگ چال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات