کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جوز-برکند | کلماتور
معانی کلمه : جوز برکند
تلفظ بین المللی :
/dʒˈoːz bˈarkand/
تلفظ :
[dZ'o:z b'aRkand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جوزبرکند
براندون جونز
فرودگاه جوزف برندزینو هاردی کانلزویل
جوز
جوز بویا
جوز هندی
جوز ابهل
جوز ارقم
جوز الابهل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جوزبرکند. [ ج َ / جُو ب َ ک َ ] ( اِ مرکب )کنایه از کارهای عبث و بی حاصل باشد. ( برهان ). ظاهراً مصحف «جوزبرگنبد» است چه جوز بر گنبد انداختن کنایه از کار بیهوده کردن است. ( حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ فارسی
کنایه از کارهای عبث و بی حاصل باشد .
کلمات مرتبط
جوزبرکند
براندون جونز
فرودگاه جوزف برندزینو هاردی کانلزویل
جوز
جوز بویا
جوز هندی
جوز ابهل
جوز ارقم
جوز الابهل
نظرات