معنی کلمه : جوانی از سر گرفتن
مترادف و متضاد
rejuvenate (فعل)
جوانی از سر گرفتن، دوباره جوان کردن
کلمات مرتبط
- از جوانی گله ای نداریم
- پرتره ای از مرد هنرمند در جوانی
- این مرد (= معرفه) از آن مرد (= معرفه) جوانتر است.
- انتقادها از سازمان تجارت جهانی
- بهره برداری از ارتباطات راه دور جهانی
- بیش از حد جوان بودن برای ازدواج
- تخلیه غیرنظامیان لهستانی از اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم
- اتحادیه جهانی محافظت از طبیعت
- تلفات جانی ناشی از فاجعه چرنوبیل
