کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : جوانکان
تلفظ بین المللی :
/dʒavˈɑnakˌɑn/
تلفظ :
[dZav'Anak,An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انجمن جوانان اناث مسیحی
انجمن جوانان ذکور مسیحی
گردشگری جوانان
مهمان سرای جوانان
جوانان
ویژه نو جوانان
سازمان ملی جوانان
سینه جوانان
فرهنگ جوانان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جوانکان. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از جرجان ( گرگان ). ابوسعید عبدالرحمان بن حسین بن اسحاق محدث از آنجاست. رجوع به معجم البلدان شود.
فرهنگ فارسی
دهی است از جرجان ابوسعید عبدالرحمان بن حسین بن اسحاق محدث از آنجاست .
کلمات مرتبط
انجمن جوانان اناث مسیحی
انجمن جوانان ذکور مسیحی
گردشگری جوانان
مهمان سرای جوانان
جوانان
ویژه نو جوانان
سازمان ملی جوانان
سینه جوانان
فرهنگ جوانان
نظرات