معانی کلمه : جوابگویی
لغت نامه دهخدا
جوابگویی. [ ج َ ] ( حامص مرکب ) عمل جواب گفتن. پاسخ گویی. || مقابله. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
۱. جواب دادن به پرسش، پاسخ گویی.
۲. [مجاز] جبران کردن.
۲. [مجاز] جبران کردن.
فرهنگ فارسی
۱- عمل جواب گفتن پاسخ گویی : ( ( برای جوابگویی دهن باز کرد... ) ) ۲- مقابله .
