Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جوابگویی

تلفظ بین المللی : /dʒˌavɑbɡˈuiː/ تلفظ :‌ [dZ,avAbg'ui:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • قابل جوابگویی
  • جوابگو شدن
  • جوابگو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جوابگویی. [ ج َ ] ( حامص مرکب ) عمل جواب گفتن. پاسخ گویی. || مقابله. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. جواب دادن به پرسش، پاسخ گویی.
۲. [مجاز] جبران کردن.

فرهنگ فارسی

۱- عمل جواب گفتن پاسخ گویی : ( ( برای جوابگویی دهن باز کرد... ) ) ۲- مقابله .

مترادف و متضاد

accountability (اسم)جوابگویی، مسئولیتresponse (اسم)جوابگویی، پاسخ، واکنشamenability (اسم)جوابگویی، سازگاری، تبعیت، احساس مسئولیت، تمکینresponsibility (اسم)جوابگویی، مسئولیت، عهده...

کلمات مرتبط

  • قابل جوابگویی
  • جوابگو شدن
  • جوابگو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات