جو. [ ج َوو ] (اِخ ) نام یمامه و نام سیزده موضع دیگر است . (منتهی الارب ). و رجوع به معجم البلدان شود.
جویدن#NAME?
۱. گذرگاه نسبتاً باریک آب.
۲. رودخانه؛ نهر؛ رود.
۱. هوایی که گرداگرد زمین را فراگرفته است؛ اتمسفر.
۲. [مجاز] اوضاع و احوال حاکم بر یک محیط؛ حالوهوا.
۱. =جُستن
۲. جوینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): جنگجو، دلجو، صلحجو، نامجو.
۳. جوییدن (در ترکیب با کلمۀ دیگر): جستجو، پرسوجو.
[ په . ] (اِ.) رود کوچک .
(جَ وّ) [ ع . ] 1 - هوای گرداگرد زمین ، اتمسفر. 2 - کنایه از: اوضاع و احوال .
(جُ) (اِ.) گیاهی از خانوادة گندمیان جزو دستة غلات که دارای سنبلة ساده ای است .
(اِ.) = جوغ . یوغ . جغ . جوه : چوبی که به وقت شیار کردن زمین بر گردن گاو گذارند.
اوضاع و احوال حاکم بر محیط
توده هوای اطراف زمین، اتمسفر
آب باریک، شهر کوچک، جوی، جوب
(گیاهشناسی) گیاهی از تیرهی گندمیان که دانهی آن خوراکی است
جو
پیرامون
بیشتر جو زمین از نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده است
most of the Earth's atmosphere consists of nitrogen and oxygen
تکیه ای: ya
طاری: ya
طامه ای: ya
طرقی: ya
کشه ای: ya
نطنزی: ya
جوى.
جوغ، یوغ
آتمسفر، فضا، هوا
پیرامون