معانی کلمه : جهودی
لغت نامه دهخدا
جهودی. [ ج ُ ] ( اِ ) یک شخص از قوم جهود ( یهود ). ( غیاث اللغات ). یکی جهود :
زبونی کآن ز حد بیرون توان کرد
جهودی شد جهودی چون توان کرد؟|| ( ص نسبی ) شراب جهودی ؛ شراب مشت افشار. ( برهان قاطع در ماده مشت افشار ).
زبونی کآن ز حد بیرون توان کرد
جهودی شد جهودی چون توان کرد؟|| ( ص نسبی ) شراب جهودی ؛ شراب مشت افشار. ( برهان قاطع در ماده مشت افشار ).
فرهنگ فارسی
جهود بودن یهودیت .
مترادف و متضاد
جود، کلیمی، موسوی، یهودی
